ماجراجویی در ترابزون: تجربه دریاچه اوزن گل و غذاهای دریای سیاه
۹۰ کیلومتر مسیر از ترابزون تا دریاچه اوزن گل در ابتدا ممکن است طولانی به نظر برسد، اما انرژی و شور و شوقی که در جمع ما هست، این فاصله را کاملاً قابل تحمل میکند. وقتی از اتوبوس پیاده میشویم، اولین چیزی که حس میکنم، رطوبت مطبوعی است که روی پوست و جانم مینشیند. هیچ بارانی نمیبارد، اما زمین و گیاهان اطراف گویا تازه از خواب بیدار شدهاند و رطوبت خود را حفظ کردهاند. ابرهای سفید و پشمالوی کوههای اطراف، فضایی شبیه نقاشیهای کلاسیک ایجاد کردهاند، و مه ملایمی که روی سطح دریاچه نشسته، آن را بزرگتر از آن چیزی که نقشهها نشان میدهند، جلوه میدهد. طول دریاچه فراتر از یک کیلومتر است، و این ما را ترغیب میکند تا تا انتهای آن پیش برویم.
در مسیر، یک پسر جوان با یک طوطی زیبا بر روی دستش جلب توجه میکند. سینه طوطی زرد تیره و بالهای سبز متمایل به آبی دارد. میتوانیم با او عکس بگیریم و با پرداخت هزینهای، این تجربهی جالب را ثبت کنیم. در کنار این تجربه، انواع مدلهای عکاسی دیگر نیز وجود دارد؛ دختر و پسر جوانی با لبخند به ما اشاره میکنند که میتوانیم لباسهای سنتی تاریخی را بر تن کنیم و عکسهایی بینظیر بگیریم. دختر لباس زنانهای شبیه زنان حرم خرمسلطان پوشیده و پسر لباس همان دوران را دارد، با دو شمشیر بزرگ و کوچک بر شانههایش. این فرصت نه تنها برای عکاسی، بلکه برای غوطهور شدن در فضای تاریخی ترکیه هم مناسب است.
فضای اطراف پر از گردشگرانی است که میخواهند از این تجربه لذت ببرند و میزبانان محلی، با خوشرویی و ابتکار، سعی میکنند توجه آنها را جلب کنند. برخی از این اقدامات شامل ارائه خدمات عکاسی، فروش سوغاتی و معرفی غذاهای محلی است. این تعامل بین توریستها و میزبانان، تجربهای زنده و پویا ایجاد میکند که کاملاً با حالوهوای طبیعی و فرهنگی دریاچه ترکیب شده است.
بهترین قیمت تور زمینی ترابزون
محو انعکاس لرزان مناظر اطراف روی آب میشوم. قبهای کوچک و پوشیده از درخت در آن سوی دریاچه سر از آب بیرون آورده است. نردههای کنار دریاچه به گونهای طراحی شدهاند که میتوان با دقت از پلکان پایین رفت و پای خود را در آب خنک دریاچه گذاشت. این تجربه نزدیک شدن به طبیعت، حسی از آرامش و ارتباط با محیط زیست ایجاد میکند.
وقتی پا در آب میگذارم، متوجه میشوم که پوشش گیاهی کف دریاچه و ماهیهای سیاه کوچک و بزرگ، چشمان مرا مجذوب خود کردهاند. قورباغههای کوچک و قهوهای بدون هیچ ترسی از انسان، روی سنگهای خیس میپرند، و این رفتار، تضادی جذاب با قورباغههای ایران دارد که همیشه در تلاش برای مخفی شدن هستند. این حس امنیت و آرامش، گویی از روح محیط و قوانین نانوشته ترکیه ناشی میشود، جایی که حق حیات تمامی موجودات زنده، احترام ویژهای دارد.
روی صندلیای در کنار دریاچه مینشینم و یک گربه کنجکاو به آرامی به سمتم میآید و خود را به پاهایم میمالد. حتی بدون داشتن خوراکی، با نوازش سرش، نگاهش پر از قدردانی است؛ این تعامل ساده با حیوانات، بخش دیگری از جذابیت طبیعت این منطقه را نمایان میکند.
گرسنگیام را حس میکنم و به جیبم دست میزنم. همیشه مقداری آجیل همراه دارم. پوست تخمههای کدو را در آب میریزم و میبینم که چگونه مرغابیها، با هوشیاری و نظم، به سمت من میآیند. مرغابیهای فرزتر سهم بیشتری از تخمهها دریافت میکنند، و این نظم طبیعی و احترام به سهم دیگران، تجربهای آموزنده و دلنشین است.
یک سوی دریاچه به کوههای بلند و پوشیده از درخت و دار محدود میشود. شور و شوق من برای دیدن پوشش گیاهی منحصربهفرد منطقه، باعث میشود که بخواهم کمی بالا بروم و آن را از نزدیک مشاهده کنم. البته ترس از مکانهای ناشناخته و احتمالی مواجهه با حشرات یا حیوانات، مانع من میشود، اما انگیزهی ثبت عکسهای زیبا، مرا به ادامه مسیر ترغیب میکند.
خانههای ییلاقی که در حاشیه دریاچه ساخته شدهاند، بخشی از زیبایی طبیعی محیط را دوچندان کردهاند. این خانهها، با طراحی دقیق و دستساز بشر، به گونهای ساخته شدهاند که هماهنگی کامل با محیط و منظره طبیعی داشته باشند. شنیدهام که ساخت این خانهها تحت نظارت شرکتهای دولتی انجام میشود تا استانداردهای زیبایی و امنیت رعایت شود.
برای تجربه تفریحی بیشتر، کالسکههایی با اسب آمادهاند تا گردشگران بتوانند مسیر اطراف دریاچه را به سبک سنتی تجربه کنند. علاوه بر آن، چند نمونه موتور چندنفره نیز برای کرایه در دسترس هستند، که تجربه حرکت و لذت بردن از محیط طبیعی را برای گروههای دوستانه و خانوادگی فراهم میکنند.
انتهای دریاچه، پلی قرار دارد که آب از رودی زیر آن به دریاچه میریزد. سعی میکنم مسیر رودخانه و چند آبشار کوچک آن را با چشم دنبال کنم. از بالای پل، مناظر دوردست و آب زلال، تجربهای متفاوت از آرامش و سرزندگی طبیعت را ارائه میدهند.
در سمت دیگر، با پلکانی به ارتفاع بیشتری از دریاچه میروم که نمایی وسیعتر و دیدنیتر از منظره اطراف ارائه میدهد. این ارتفاع، حس مقایسه با دریاچه فروزان در شیراز را در ذهنم تداعی میکند، اما وسعت و زیبایی طبیعی اوزن گل، تجربهای کاملاً منحصر به فرد است.
انواع ماهیها، مرغهای ماهیخوار و تعداد زیادی مرغابی، این اکوسیستم زیبا را زنده نگه میدارند. غروب که فرا میرسد، پرندگان دستهجمعی به سمت شب حرکت میکنند و منظرهای نفسگیر از نظم طبیعی در پروازها ایجاد میکنند. تاریخچه تلاشهای شهرداری برای پر کردن و از بین بردن دریاچه نیز جالب است؛ اما دریاچه با مقاومت خود، همچنان زنده و پرجنبوجوش باقی مانده است.
در حاشیه دریاچه، مسجدی با نمای سفید به چشم میخورد. گنبد بزرگ مسجد، شبیه یک کلاه نمدی با لبهای طوسی تیره است و چند گنبد کوچک دیگر آن را احاطه کردهاند. گلدستههای سفید و نوکتیز آن، آسمان را نشانه گرفتهاند و معماری داخلی مسجد، با سبک عثمانی و جزئیات هنرمندانه، فضایی آرام و معنوی ایجاد میکند.
داخل مسجد، چلچراغ سقف شبیه بشقابی گرد با حاشیه دالبری نارنجی است و نوشتهها با خط ثلث، به رنگ نارنجی و زمینه آبی روشن، زیبایی و هماهنگی منحصر به فردی دارند. این ترکیب رنگ و نقش، حس مراقبه و آرامش را به بازدیدکننده منتقل میکند و ذهن را از هر گونه دغدغهای آزاد میسازد.
من اینجا چند دقیقه یا ساعتها را از دست میدهم و غرق در زیبایی و آرامش محیط میشوم. در مسیر بازگشت، پلکان و بازدیدکنندگان دیگر را میبینم و یاد میگیرم که هر تجربه سفر، ارزشمند و متفاوت است.
در مسیر اطراف دریاچه، رستورانها و فروشگاههای کوچک محلی، غذاهای سنتی دریای سیاه مانند هامسی (انچوی)، پیلاو و غذاهای ترکی متنوع را ارائه میدهند. این غذاها با تازهترین مواد و روشهای سنتی طبخ میشوند و تجربهای بینظیر از فرهنگ غذایی منطقه به بازدیدکننده منتقل میکنند.
در کنار تجربه طبیعت و غذا، رویدادها و جشنهای محلی نیز فرصتی برای تعامل با فرهنگ و مردم محلی فراهم میکنند. اجرای رقصها، موسیقی محلی و حرکات نمادین، نشاندهنده احترام به سنتها و ایجاد تجربهای همهجانبه برای گردشگران است. حتی مشاهده گروهی از آذربایجانیها که پرچم کشورشان را با احترام بالا میبرند، یادآور ارزش ملیت و همبستگی فرهنگی در سفر است.
در نهایت، اوزن گل و اطراف آن، ترکیبی از طبیعت بکر، تاریخ، فرهنگ و غذاهای سنتی است که تجربهای فراموشنشدنی و جامع از سفر به ترابزون ارائه میدهد. هر گام در این سفر، فرصتی برای کشف زیباییها، لذت بردن از آرامش طبیعت و ارتباط با مردم و حیوانات بومی فراهم میکند و خاطراتی ماندگار برای گردشگران میسازد.
در مسیر بیرون، پلکانی را میبینم که افراد مختلف آرام پایین میآیند. کنجکاویام شدید است و دلم میخواهد بدانم در آن بالا چه خبر است، اما حضور یک دست سیاه که تنها دو چشم آن به سختی دیده میشود، هشدار میدهد که احتمالا با کسی روبهرو میشوم که انگلیسی نمیداند. بر هیجان و کنجکاوی خودم غلبه میکنم و تصمیم میگیرم بالا نروم. چنین جسارتهایی وقتی تنها هستم، از توانم خارج است. بعداً دوستانم گفتند که بالا رفتهاند و منظره مشرف به دریاچه فوقالعاده بوده است.
وقتی این را میشنوم، میدانم دیگر فرصت کمی برای پیگیری آنجا دارم و باید به سمت مسجد بازگردم. سفر همان است؛ درست مانند زندگی. اگر در لحظهای از تجربه، تردید کنی و اقدام نکنی، ممکن است برای همیشه فرصت را از دست بدهی.
در مسیر، نگاهمان به رستورانهای کوچک و چشماندازهای بیرونی آنها میافتد. میزهای پر از صدفهای سیاه و قهوهای جلب توجه میکنند. هیچوقت این صدفها را امتحان نکرده بودم. دو پسر جوان کنار سینیها ایستادهاند و با لبخند گردشگران را به داخل هدایت میکنند. وقتی از قیمت میپرسم، یکی از آنها کمی انگلیسی بلد است و این باعث میشود مکالمهمان بهراحتی شروع شود. واقعیت این است که نابلدی در انگلیسی، اغلب در کشورهای غیرانگلیسیزبان، مانعی برای تجربه ارتباط نیست و حتی به نوعی سرگرمکننده و آموزنده است.
ما با ترکیبی از حرکات و نیمهزبان خودمان، تلاش میکنیم منظور یکدیگر را بفهمیم. شاید اگر یک انگلیسی کنارمان بود، بیشتر از مفاهیم، به حرکات و تلفظ ما خنده میکرد. این تجربه، یادآور ضربالمثل ایرانی «کاچی بعضِ هیچ» است؛ یعنی از هیچ، چیزی ساخته میشود و حتی این نیمچه زبان مندرآوردی هم میتواند کار را راه بیندازد و لذت سفر را حفظ کند.
پسر نوجوان چند صدف تازه و مقداری لیمو در بشقاب گذاشت و آن را به دستم داد. دوباره از قیمت پرسیدم و سر تکان داد که نشان میداد ارزش ندارد. وقتی پول را دادم، مطمئن شدم که استنباطم درست بوده است.
باز کردن صدف و طعم آن برایم تجربهای جدید بود. همسرم ایمان توضیح داد که گوشت داخل صدف را جدا میکنند، با کمی برنج و ادویه ترکیب میکنند و سپس دوباره صدف را میبندند تا مرحله پخت بعدی انجام شود. این روش ساده اما دقیق، طعمی بینظیر ایجاد میکند و تجربه غذایی متفاوتی در سفر به ما ارائه میدهد.
بعدها متوجه شدم که در ترکیه نگرانی از سلامت غذاهای بیرون وجود ندارد؛ هر جایی که غذای خیابانی بخوری، کیفیت و طعم مناسب دارد. این کشور، مشتریمداری را در DNA خود دارد و به نوعی سفر و گردشگری را به عنصری کلیدی در اقتصاد و فرهنگ خود تبدیل کرده است. توریستها به عنوان مهمان و احترام به آنها، اصل جدی و همهجانبهای است.
از میزبانها خواستم درباره غذاهای محلی منطقه توضیح دهند. بسیاری از آنها با دریای سیاه ارتباط دارند و رنگ و طعم غذاها تحت تأثیر این منبع طبیعی بینظیر است. متوجه شدم ماهی کوچک هامسی یا همان انچوی در این منطقه فراوان است و به روشهای مختلف طبخ میشود. یک نمونه از آن مانند کیکی با خطوط منحنی و تزیین لیمو بود که شکل ماهی در آن بههیچوجه مشخص نبود.
هامسی پیلاو، مشهورترین غذای دریای سیاه، تجربهای منحصربهفرد بود. البته انواع دیگری از غذاها هم با همین ماهی تهیه میشوند، اما ترکیب مواد و روش پخت تقریباً مشابه است: جدا کردن استخوان، به دست آوردن فیله و ترکیب آن با برنج و ادویههای محلی. این تنوع، نشاندهنده خلاقیت و مهارت آشپزان محلی است که از محدودیتها فرصت خلق میکنند.
محبت و همکاری دو پسر نوجوان بالاخره من را به رستوران کشاند و فرصتی فراهم کرد تا هامسی پیلاو را تجربه کنم؛ ترکیب برنج، ماهی و ادویهها طعمی فراموشنشدنی ایجاد کرد و تجربه سفر را غنیتر کرد.
در حال جستوجوی محل کرایه دوچرخه بودم که صدای موسیقی بلند و شادی جمعی توجهام را جلب کرد. زن و مردی پرچمهای خود را در دست گرفته و بهطور هماهنگ میچرخیدند و گروهی اطراف آنها دست در دست یکدیگر، شادی را تکمیل میکردند. این مراسم و حرکات منظم، حس همبستگی، نشاط و جشن را در محیط پراکنده میکرد و حتی توریستها نیز به جمع میپیوستند.
پرچم بر شانههای زن ثابت شد و طراحی ماه و ستاره روی آن، حس احترام و مناسبت ویژهای را در من برانگیخت. بعداً فهمیدم این پرچم ترکیه نبود و گروه از آذربایجان آمده بودند تا ادای احترام به کشور خود داشته باشند. این لحظه یادآور اهمیت نمایش ملیت و احترام به فرهنگ در سفر است و نشان میدهد که گردشگری تنها تجربه طبیعت یا غذا نیست، بلکه تعامل فرهنگی نیز بخشی مهم از آن است.
در نهایت، تجربه غذاهای محلی، تعامل با مردم، مشاهده مراسمهای سنتی و لذت از مناظر طبیعی، همگی ترکیبی از یک سفر کامل و انسانی در ترابزون ایجاد میکند. هر گام، فرصتی برای کشف زیباییها، تجربه فرهنگ محلی و لذت بردن از طبیعت فراهم میکند، و خاطراتی ارزشمند و ماندگار برای هر گردشگر به یادگار میگذارد.
ثبت دیدگاه